چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۳
اربعین به روایت یک مُبلّغ/ از پاسخ به شبهات تا تبیین احکام و همدلی با زائران

حوزه/ مُبلّغ حوزه علمیه خراسان، با بازخوانی خاطرات خود از حضور در مسیر پیاده‌روی اربعین، از گفت‌وگوهای اعتقادی، پاسخ‌گویی به احکام شرعی، ترویج فرهنگ احترام به میزبانان عراقی و دیدارهای ماندگار با زائران حسینی روایت کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، پیاده‌روی اربعین حسینی، تنها یک مسیر برای رسیدن به کربلای معلی نیست؛ این اجتماع عظیم، فرصتی برای گفت‌وگو، انتقال معارف دینی، ارتباط میان زائران و تجربه لحظه‌هایی است که در کنار عشق به سیدالشهدا(علیه‌السلام)، جلوه‌هایی از فرهنگ، اخلاق و همدلی را به نمایش می‌گذارد.

در همین راستا، خبرنگار خبرگزاری حوزه در مشهد در حاشیه سفر به کشور عراق با حجت‌الاسلام محمدجواد واثقی، از مبلغان این حوزه و اعزامی به کشور عراق، به گفت‌وگو نشسته و خاطراتی از حضور وی در مسیر زیارت اربعین را روایت کرده است.

پاسخ به یک پرسش اعتقادی در مسیر سامرا

حجت‌الاسلام واثقی در بیان یکی از خاطرات خود از سفر اربعین اظهار کرد: در این سفر، در مسیر زیارت به سامرا مشرف شده بودم. در آن سفر، معلمی از اهالی آبادان با ما همراه بود. مردی اهل فکر و پرسش بود و معلوم می‌شد مدتی است مسئله‌ای ذهنش را مشغول کرده است.

وی افزود: در فرصتی مناسب نزد من آمد و گفت: «حاج‌آقا! ما شیعیان به ولایت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام اعتقاد داریم و می‌گوییم: «أشهد أن علیاً ولی‌الله»؛ پس چرا این جمله در تشهد نماز وارد نشده است؟»

این مُبلّغ حوزه علمیه خراسان ادامه داد: به او گفتم سؤال خوبی مطرح کردید؛ اما اجازه بدهید پیش از پاسخ، من هم از شما سؤالی بپرسم. آیا شما به قیامت اعتقاد دارید؟ گفت: بله، حتماً.

وی بیان کرد: پرسیدم به قرآن کریم، فرشتگان و دیگر پیامبران الهی هم ایمان دارید؟ گفت: بله؛ به همه آن‌ها ایمان دارم.

حجت‌الاسلام واثقی خاطرنشان کرد: به او گفتم پس چرا در تشهد نماز نمی‌گوییم: «شهادت می‌دهم که قیامت حق است، قرآن کتاب خداست، فرشتگان حق‌اند و همه پیامبران الهی از جانب خدا آمده‌اند؟»

وی افزود: آن معلم آبادانی لحظه‌ای سکوت کرد و به فکر فرو رفت. سپس برایش توضیح دادم که نیامدن یک حقیقت در تشهد نماز، به معنای انکار آن یا کم‌اهمیت بودنش نیست؛ نماز یک عبادت توقیفی است؛ یعنی باید آن را همان‌گونه که خداوند و پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ما آموخته‌اند، به‌جا بیاوریم.

این مُبلّغ اعزامی به عراق ادامه داد: تشهد نیز متن مشخصی دارد و ما نمی‌توانیم هر سخن حقی را به عنوان جزئی از نماز به آن اضافه کنیم. ما با همه وجود معتقدیم که امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) ولیّ خدا و جانشین برحق رسول خداست؛ اما حق‌بودن این اعتقاد به این معنا نیست که اجازه داشته باشیم آن را به قصد جزئیت، به متن تشهد اضافه کنیم.

وی گفت: آن معلم آبادانی پس از شنیدن این توضیحات گفت: «حالا متوجه شدم؛ هر حقیقتی که به آن ایمان داریم، لزوماً نباید در متن تشهد نماز ذکر شده باشد.»

گفت‌وگوی زائر کرجی درباره دغدغه‌های رهبری و فرهنگ فرزندآوری

حجت‌الاسلام واثقی در ادامه با اشاره به خاطره‌ای دیگر از مسیر پیاده‌روی نجف تا کربلا گفت: در این مسیر توفیق آشنایی با آقایی از اهالی کرج نصیبم شد. این دیدار صمیمی، به گفت‌وگویی درباره محبت به اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، ارادت به مقام معظم رهبری و برخی دغدغه‌های فرهنگی و اجتماعی ایشان انجامید.

وی افزود: این زائر گرامی، تصویری از مقام معظم رهبری همراه خود داشت که آن را به یکی از میزبانان عراقی هدیه داد. این رفتار، جلوه‌ای زیبا از محبت، ارادت و پیوند عاطفی میان دوستداران انقلاب اسلامی و مردم مهمان‌نواز عراق بود.

این مُبلّغ حوزه علمیه خراسان ادامه داد: در ادامه گفت‌وگو، صحبت به سیره عملی رهبر شهید کشیده شد و ایشان با شور و علاقه از حضور باشکوه مردم در مراسم تشییع رهبری سخن گفت و از عمق محبت و وفاداری مردم نسبت به ایشان یاد کرد.

وی بیان کرد: در این میان، به یکی از دغدغه‌های مهم رهبر معظم انقلاب، یعنی مسئله افزایش جمعیت و فرزندآوری اشاره کردم. این زائر عزیز در پاسخ گفت: «من خودم فرزند زیاد را خیلی دوست دارم، اما خداوند بیش از سه فرزند به ما نداده است؛ دعا کنید خدا فرزندان ما را زیاد کند.»

تذکری درباره احترام به میزبان در مسیر زیارت

حجت‌الاسلام واثقی یکی دیگر از خاطرات خود را مربوط به مسیر سامرا به نجف دانست و گفت: در این مسیر، راه طولانی و گرم بود. در ماشین، پیرمردی همراه من بود که کمی تعصب داشت. ناگهان شروع کرد به فحش دادن به عرب‌ها و با کلمات تند می‌گفت: «عرب‌ها هیچی بلد نیستند، عرب‌ها آدم نیستند.»

وی افزود: حرف‌هایش اذیتم می‌کرد، اما ابتدا سکوت کردم. وقتی از حد گذشت، آرام به سمتش برگشتم و گفتم: «عمو، ما الان مهمان عراق هستیم و این عرب‌هایی که تو داری فحش می‌دهی، اساساً میزبان‌های ما هستند. انسان به میزبان فحش نمی‌دهد، اگر هم داری به کشورشان می‌روی، باید احترام بگذاری.»

این مُبلّغ حوزه علمیه خراسان ادامه داد: پیرمرد یک لحظه ساکت شد و گفت: «به خدا راست می‌گویی، من عذرخواهی می‌کنم. حرفم اشتباه بود.» از آن زمان به بعد، صحبت‌هایمان شیرین شد و راه را با آشتی ادامه دادیم.

پاسخ‌گویی به پرسش‌های شرعی زائران اربعین

وی در خاطره‌ای دیگر اظهار کرد: امسال در پیاده‌روی اربعین جایی در بین راه، کنار یک موکب نشسته بودم و چای می‌خوردم که یکی‌یکی زائران می‌آمدند و سؤال‌های شرعی خود را می‌پرسیدند.

حجت‌الاسلام واثقی گفت: یکی می‌پرسید: «آقا جان! من از نجف آمدم اینجا، نمازم چطوره؟» دیگری می‌گفت: «من سه روز است در راه هستم، آیا نمازم قصر می‌شود یا نه؟»

وی افزود: در همین میان، آقایی با چهره‌ای خسته اما خوشحال آمد و گفت: «حاج‌آقا! من تا الان هر نمازی خواندم شکسته خواندم، حتی مغرب و صبح را! یک کسی به من گفت اشتباه می‌کنم، راست می‌گوید؟»

این مُبلّغ حوزه علمیه خراسان ادامه داد: به او گفتم: «آقا جان! مگر کسی به شما نگفته بود که فقط چهار رکعتی‌ها قصر می‌شوند؟» گفت: «نه آقا! من فکر می‌کردم در سفر همه نمازها دو رکعتی می‌شود.»

وی بیان کرد: برایش توضیح دادم که فقط نمازهای ظهر، عصر و عشا که در حالت عادی چهار رکعتی هستند، در سفر دو رکعتی خوانده می‌شوند و نماز مغرب و صبح قصر نمی‌شوند.

دیداری دوباره با یک آشنای قدیمی در موکب اربعینی

حجت‌الاسلام واثقی در پایان به خاطره‌ای از دیدار با یکی از آشنایان قدیمی در مسیر اربعین اشاره کرد و گفت: یکی از برکات زیبای پیاده‌روی اربعین، دیدار دوباره با رفقا و آشنایان قدیمی است؛ دیدارهایی که گاهی انسان را سال‌ها به عقب می‌برد و خاطرات شیرینی را زنده می‌کند.

وی افزود: امروز وقتی وارد موکب زرندی‌ها شدم، آقایی به طرفم آمد و گفت: «شما حاج‌آقای واثقی نیستید که چند سال در شهر هجدک مشغول تبلیغ بودید؟» گفتم: «بله، خودم هستم.»

این مُبلّغ حوزه علمیه خراسان ادامه داد: کمی که بیشتر به چهره‌اش دقت کردم، او را شناختم؛ آقای شفیعی بود، یکی از نمازگزاران مسجد. دیدار او برایم بسیار خاطره‌انگیز بود. در ادامه صحبت‌ها، با ناراحتی گفت که برادرش که همراه او در نماز جماعت شرکت می‌کرد، از دنیا رفته است.

وی بیان کرد: در ادامه گفت‌وگو، سخن به رهبر شهید کشیده شد. با هم از اخلاص و پاکی ایشان گفتیم؛ از اینکه چگونه با زندگی بااخلاص و خالصانه خود، محبتشان را در دل‌ها جای داده بودند، تا آنجا که میلیون‌ها عراقی در تشییع پیکرشان حضور پیدا کردند. هنوز هم آثار آن محبت را می‌توان در عراق دید؛ وقتی در خیابان‌ها و جاده‌ها، تصاویر ایشان به چشم می‌خورد، انسان به روشنی می‌فهمد که اخلاص چگونه دل‌ها را تسخیر می‌کند و نام انسان را ماندگار می‌سازد.

خاطرات این مُبلّغ حوزه علمیه خراسان از مسیر اربعین، گوشه‌هایی از ظرفیت عظیم این اجتماع معنوی برای ارتباط با زائران، پاسخ‌گویی به پرسش‌های دینی، تبیین معارف اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و شکل‌گیری گفت‌وگوهای فرهنگی و معرفتی میان عاشقان سیدالشهدا(علیه‌السلام) را روایت می‌کند؛ مسیر پرشوری که در آن هر دیدار و هر گفت‌وگو می‌تواند به فرصتی برای انتقال پیام دین و تقویت پیوندهای قلبی میان زائران تبدیل شود.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha